عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
56
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
اين بردار . تا فردا كه آتش دوزخ تاختن آرد ، از يك سو آب آيد و از يك سو باد ، و آن آتش هزيمت گيرد ، بنده گويد بار خدايا ! اين چيست ؟ گويند او را : اين آب ديدهء تو و آن آه سينهء تو . الصَّابِرِينَ اى بقلوبهم ، الصَّادِقِينَ بارواحهم ، الْقانِتِينَ بنفوسهم ، الْمُنْفِقِينَ بميسورهم ، الْمُسْتَغْفِرِينَ بالسنتهم . آن جوانمردانى كه گفتارشان آنست ، كردارشان اينست كه بدل شكيبايانند بر فرمان حق ، بروح راست روانند در عهد حق ، بتن فرمان بردارانند در حق حق ، بمال هزينه كنندگانند در راه حق ، به زبان آمرزش خواهانند و جويندگانند از كرم حق . الصَّابِرِينَ اى صبروا على البلوى ، و رفضوا الشكوى حتى و صلوا الى المولى ، و لم يقطعهم شيء من الدنيا و العقبى . بهر بلوى صبر كردند ، و شكوى بگذاشتند ، از دنيا و عقبى روى برتافتند تا بمولى رسيدند . وَ الصَّادِقِينَ اى صدقوا فى الطلب فقصدوا ، ثم صدقوا حتى شهدوا ، ثم صدقوا حتى وجدوا ، ثم وجدوا حتى قعدوا فى مقعد صدق عند مليك مقتدر . راست گفتند تا در روش آمدند ، پس راست رفتند تا منزل بريدند ، راست انديشيدند تا به مقصد رسيدند ، پس شاهد صدق بگذاشتند و خود را فرا آب دادند تا بساحل امن و مقعد صدق رسيدند ، عند مليك مقتدر . الْقانِتِينَ اى بملازمة الباب ، و تجرّع الاكتئاب ، و ترك المحاب ، و رفض الاصحاب ، الى ان تحققوا بالاقتراب ، جامهء فقر بپوشيدند ، و بر در سراى كرم دست نياز برداشتند ، كه تا نگشايى نرويم ، و تا ننوازى برنگرديم ، ساجدا و قائما يحذر الآخرة و يرجو رحمة ربه . گه در سجود و گه در قيام ، گه با بيم و گه با اميد . از حضرت عزّت اين نواخت مىآيد كه ميدان راه دوستى افرادست ، آشامندهء شراب آن از ديدار بر ميعاد است . برسد هر كه صادق است روزى به آنچه مرادست .